خرید بک لینک

درباره سایت

تسلی ناپذیر

امکانات وب

خواهرزاده م، همراه با اومدن بهار به دنیا اومد . . . الان تقریبا 11 ساعته که در بین ما نیست. حتی یک بارم بغلش نکردم. آخرین بار که شستنش صبح زود تو اتاق من بود. تنها باری که گریه طولانی کرد همون موقع بود، اونم در حد دو دقیقه. تو این دو روز خیلی آروم بود، وقتی باهاش حرف میزدن فقط نگاه میکرد و گوش میداد.

حیف شد. . .

دلم برای خواهرم میسوزه . . . دستاش خالی موند. هیچ چیز و هیچ کس نمیتونه آرومش کنه. همه اونایی که دلداریش میدن هیچکدوم بچه هاشون دو روز بعد از تولد نمردن. نمیتونن درکش کنن. حتی زمان هم نمیتونه هر چیزی رو درست کنه، این صحنه ها هیچ وقت از ذهن آدم بیرون نمیرن. نمیدونم بهش چی بگم که آروم شه :(((((((

برچسب: نویسنده: ستایش باقریان تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 19:15

صفحه بندی