حیف شد. . .
دلم برای خواهرم میسوزه . . . دستاش خالی موند. هیچ چیز و هیچ کس نمیتونه آرومش کنه. همه اونایی که دلداریش میدن هیچکدوم بچه هاشون دو روز بعد از تولد نمردن. نمیتونن درکش کنن. حتی زمان هم نمیتونه هر چیزی رو درست کنه، این صحنه ها هیچ وقت از ذهن آدم بیرون نمیرن. نمیدونم بهش چی بگم که آروم شه :(((((((
برچسب:
نویسنده: ستایش باقریان